تبلیغات
روزنگاران ابهر

روزنگاران ابهر
جامعه ای از ابهری های مقیم اینترنت
امروز با دوستان مراسم شاعری و حافظ خانی رو تجربه می کردیم ( جای همگی خالی) یکی از دوستان به عنوان ختم کلام یه تیکه از اشعار فرودسی رو خوند که مو به بدنمون سیخ کرد...
 
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

بعضی از اقایون و اقازاده ها میلیارد میلیارد وام می گیرند و اختلاس می کنند و می رن فرنگ و به ریش ما می خندند و ما هم می گیم دمشون گرم چقدر زرنگ بودند...
چرا در بین ما ایرانی ها تفکر دزدی به هر نحو ( دزدی از کار ، دزدی از زمان ، دزدی از مسئولیت و ... ) ارزش شده؟؟؟؟؟


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 آذر 1390 توسط حامد عزیزخانی

مشخص نیست بساط عرضه سکه در بانک ها از نظر بانک مرکزی چه مزایایی دارد که بر ضررهای متعدد و غیرقابل کتمان آن برتری یافته و باعث شده است همچنان سیاست عرضه سکه بانکی به شیوه هایی که کاملا خلاف اصول اقتصادی و حتی انسانی است ادامه داشته باشد.

آن چه کاملا مشهود می باشد این است که عرضه سکه در بانک ها در این روزها جوی را به وجود آورده است که نه از منظر اقتصادی قابل توجیه است و نه حتی از منظر فرهنگی و سیاسی. فاصله قیمت سکه عرضه شده در بانک ها و بازار آزاد اگرچه از حدود ۸۰تا ۹۰ هزار تومان، در یک هفته پیش، به حدود ۵۰هزار تومان در روزهای اخیر کاهش یافته است، اما فراگیرشدن تب خرید سکه و اطلاع انواع دلالان از خرد تا کلان و از زن و مرد از سود شیرین خرید و فروش سکه بانکی باعث شده است بسیاری به دنبال سود یک روزه ۲۰۰ الی ۳۰۰هزار تومانی شب را تا به صبح در صف خرید سکه در سرمای استخوان سوز این شب ها زیر پتو به سر برند. به امید این که شاید صبح روز بعد با خرید ۵عدد سکه از بانک و فروش آن در بازار آزاد سودی معادل ۲۰۰تا ۳۰۰هزار تومان (متناسب با تفاوت قیمت سکه بانکی و بازار آزاد) به جیب بزنند و افسوس این که رسانه ها گزارش می کنند و مسئولان مربوطه احتمالا تماشا می کنند و دیگر هیچ. شاید تصور نمی کنند در دنیای دیجیتال امروز خرید و فروش اینترنتی سکه بانکی ممکن باشد. شاید خبر ندارندچه صفوف متراکمی برای خرید سکه بانکی از شب قبل از عرضه تشکیل می شود. شاید خبر ندارند که دلالان با اجیرکردن افراد نیازمند و با استفاده ازکارت ملی آنان بخش عمده سود یک شبه خرید سکه را به جیب می زنند. شاید اطلاع ندارند که برخی زورگیران و قلدران با استفاده از توان فیزیکی خویش حق دیگران را در صفوف خرید سکه پایمال می کنند. شاید تصور نمی کنند که حرمت و کرامت انسانی در این صفوف لکه دار می شود. شاید اطلاع ندارند فضای بسیار منفی عرضه سکه بانکی به شیوه فعلی چگونه می تواند حیثیت و اعتبار بخشی از جامعه را در نزد افکار عمومی بیگانه لکه دار کند. هم اکنون گزارش های تصویری و میدانی برخی خبرگزاری های بزرگ کشور روی پایگاه اینترنتی آن ها موجود است و معلوم نیست بازتاب این گزارش ها در رسانه های بیگانه چگونه خواهد بود.حقیقتا نوشتن این سطور برای نویسنده سخت است زیرا نمی توان تصور کرد چرا در قرن ۲۱ و در جامعه ایران که از لحاظ زیرساخت های ارتباطی پیشرفت های قابل توجهی یافته است و ثبت نام برای بسیاری از امور نظیر سفر حج، عمره و عتبات، دریافت یارانه ها، آزمون های دانشگاهی و انتخاب واحدهای درسی از راه های غیرحضوری و اینترنتی انجام می شود، حال بماند که همین نحوه توزیع سکه حتی هدف اولیه را که کاهش قیمت سکه در بازار آزاد بود چندان محقق نکرده است و بلکه بازار ۲نرخی برای دلالانی ایجاد کرده است که به مدد سیاست بانک مرکزی سودهای هنگفت طی یک روز به جیب می زنند.در نهایت باید گفت بازنده نمایش تاسف برانگیز عرضه سکه بانکی فقط اقتصاد نیست، بلکه فرهنگ و اخلاق نیز بازنده طرحی است که خروجی آن جز تقویت دلالی و واسطه گری و ضربه زدن به حرمت و کرامت انسانی نیست. آقای رئیس کل بانک مرکزی خواهش می کنم یک شب به صورت ناشناس به یکی از صف های خرید سکه مراجعه کنید تا واقعیت ها را ببینید، شاید طرحی نو دراندازید.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 26 آذر 1390 توسط بهروز بیگدلی
یکی از شرکت های معروفی که در زمینه ی امنیت کار میکنه شرکتیه به نام Symantec که سری محصولات خودش رو به نام Norton به بازار میده .
یکی دیگه از محصولاتش که به دو صورت آنلاین و آفلاین کار میکنه ( Safe web ) برای چکاپ امنیت سایت مورد نظر شماست .

کافیه به لینک زیر سر بزنید 
لــــینک
و آدرس خودتون رو در بخش بالایی اون در کادر is this site safe وارد کنید .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390 توسط آرمین حاجی خانی
یکی از سرویس های مفید که کاوشگرها ( Browsers ) سرویسیه به نام Private Browsing که به شما اجازه ی گشتزنی با امنیت بیشتر رو میده .

این سرویس از طریق بجا نزاشتن ردپاتون باعث این امنیت شده . زمان فعال بودن هیچ یک از مواردی زیر ثبت نمیشن :
- لیست بازدید شده ها
- سرچ های انجام شده
- پسوردهای وارد شده
- انلودها در صفحه ی لیست دانلود
- کوکی ها
- کش فایلها در زمان وبگردی

همین طور که میبینید تمام این موارد زمانی اتفاق می افته که بخواید امنتر در اینترنت قدم بزنید .

اینجا آموزش فعال کردن این سرویس رو بصورت تصویری در IE و Firefox بهتون آموزش میدم ...

فایرفاکس :

فایرفاکس

اینترنت اکپلورر :

اینترنت اکسپلورر

برای اطلاعات بیشتر میتونید به دو منبع معرفی شده برای دو بروزر Firefox و Internet Explorer مراجعه کنید
منبع :

لینک اول
لینک دوم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 آذر 1390 توسط آرمین حاجی خانی
سلام
با فعال کردن این سرویس زمان ورود به Account جیمل یک SMS براتون ارسال میشه که حاوی یک کد هستش که باید اون کد رو وارد کنید تا بتونید وارد جیمیلتون بشید !

گوگل


برای این منظور :
- ابتدا وارد سرویس جیمیل خود بشید
- بر روی نام خود در سمت راست صفحه کلیک کنید
-در منوی باز شده Account Setting رو انتخاب کنید
- در صفحه ی باز شده در وسط صفحه Using 2-step verification رو میبینید بر روی آن کلیک کرده
- دکمه ی Start Setup رو کلیک کنید . (همون طور که در توضیحات میبینید باید سه مرحله تکمیل بشه) .
- نام کشور ( ایران ) و شماره ی مبایل خودتون رو وارد کنید
- در قسمت Send Code By انتخاب میکنید که کد مورد نظر براتون SMS بشه و یا اینکه بصورت صوتی گفته بشه .
- دکمه ی Send Code رو بزنید.
-  یک SMS با پیش شماره ی 0044 براتون ارسال میشه اون رو در بخش Verification Code وارد کنید !
- لذت ببرید !

از این به بعد زمان ورود به حساب کاربری خود SMS ای براتون ارسال میشه که با وارد کردنش میتونید وارد شده و ایمیلهاتون رو ببینید و میتونید در صورت فراموش کردن رمز عبورتون از این سرویس برای رسیدن به هدفتون استفاده کنید



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 آذر 1390 توسط آرمین حاجی خانی

پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.
تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد.
او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است.
ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره  زد چند نفر را لت و پار کرد  دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر و زعیف را میگذارند مدیر بشود.
خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم.
تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و خیلی میخندند و شوخی  می‌کنند.. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرارمغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند.
پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبوربودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدرخوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می‌شد.
شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می‌‌شد.
ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.
از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم.
شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم.
مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی".
ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد    نیستند

یك جمله ساده مثل  I lav u        را بنویسند  


تعسف دارد.
این بود انشای من



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط بهروز بیگدلی

سلام ...پس از سالها دوباره سرکله ما پیدا شد. تو این چند سال سرم خیلی شلوغ بود نوسان زیاد داشتم تازه تازه دارم خودم و پیدا میکنم اشا... بشه و بتونم دوباره مثل قبلانا باشم. این مطلب من یکی رو خیلی تکون داد بخونید خالی از لطف نیست........

 

من رفتنی ام

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه!
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم!
گفتم: دکتر دیگه ای.. خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد!
گفتم: خدا کریمه، انشالله  که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن.. تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم!؟
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم؛ اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت، خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد! با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن.. آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه!

سرتونو درد نیارم من کار میکردم؛ اما حرص نداشتم.. بین مردم بودم؛ اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم..
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم.. گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.. مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.. خلاصه اینکه این ماجرا منو آدم خوب و مهربانی کرد.
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم! با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم.. گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم؟ گفتن: نه! گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند: نه!
خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟

 

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 آذر 1390 توسط بهروز بیگدلی

منبعش نمی دونم کجاست...( احتمالا تعامل نیوز باشه)

با این حساب نباید حرف هیچ رسانه ای رو چندان باور کرد...

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 آذر 1390 توسط حامد عزیزخانی
درباره وبلاگ

شهر الكترونیك یك اختراع و یا یك پیشنهاد نو آورانه نیست بلكه واقعیتی است كه بر اساس نیاز جای خود را باز می كند . اگر امروز چشم خود را بر نیاز ببندیم فردا باید با پرداخت هزینه بیشتر قدم در اجرای آن بگذاریم.

hamed.azizkhani@gmail.com
Blog Skin